محمد مهدى ملايرى

125

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خلفا همچون دوران عباسى توسعه نيافته و ديوانهاى ديگرى در آن به وجود نيامده بود ، لفظ ديوان به كار مىرفت ، مانند همين‌جا كه يعقوبى به كار برده يا آنچه بلاذرى در كتاب فتوح البلدان ذيل عنوان نقل ديوان العراق آورده صرفا منظور همين دستگاه مالى است نه ديوانهاى ديگر . در دوران ساسانى به جز ديوانهايى كه با امور مالى سروكار داشته‌اند ، ديوانهاى ديگرى هم كه سروكار آنها با امور ادارى و سياسى بوده نيز وجود داشته‌اند كه هريك رئيس جداگانه در حكم وزير داشته‌اند . براى تشخيص ديوان‌هاى مالى كه در اين گفتار مورد توجه ما است ، نشانه‌هاى چندى در دست داريم كه مهمترين آن كلمهء آمار در نام آن ديوانها است ؛ زيرا آمار بمعنى حساب است و در هرجا كه پاى حساب در ميان بوده معمولا اين كلمهء آمار يا كوتاه شده آن مار به كار مىرفته ، چنان كه علم نجوم يا ستاره‌شناسى را هم اخترمارى مىگفتند كه در عربى حساب النجوم ترجمه شده و از حسن اتفاق از خلال آثار پارسى كه تا قرن سوم و چهارم در ميان علماى اسلامى شناخته و متداول بوده‌اند شمارى از نامهاى فارسى اين‌گونه ديوانها البته با كمى تحريف ناشى از تعريب در مآخذ عربى - اسلامى وارد شده كه از روى آنها و اطلاعات ديگرى كه در همان مآخذ آمده مىتوان تا حدى به نوع كار آن ديوانها و قلمرو فعاليت آنها پىبرد . نشانى ديوانهاى عصر ساسانى را به گونه‌هاى مختلف در مآخذ اسلامى مىيابيم . بعضى از آنها را از خلال توصيفى كه دربارهء اصناف كتّاب آن زمان شده ، يعنى رسته‌هاى مختلف دبيران ديوان كه از لحاظ نوع كار ، دسته‌بندى و عنوان‌گذارى شده‌اند و عنوان آنها به همان صورت قديم در مآخذ اسلامى منعكس گرديده است ، مىشناسيم و نام بعضى از آنها را از خلال اخبار يا اوصافى كه دربارهء برخى از آداب و رسوم آن دوران در اين مآخذ آمده مىيابيم ، و به وجود بعضى از آنها هم از طريق توصيفى كه دربارهء مهرهاى مختلف بعضى از شاهان ساسانى و كاربرد آنها در امور مختلف مملكتى آمده ، و به عقيدهء برخى